دوست خوبم
دوست خوبم

دوست خوبم

پولللل

الان نشستم تو اتوبوس دارم میرم محل کار من است صندلی تکی وسط اتوبوس نشستم یک آقایی و خانم میان سال هم صندلی  جفتی هستن هفت ساعتی که تو راه هستیم راننده آمد به آقا کناری گفت که چطور میخوای پول پرداخت کنی با گوشی انتقال میدی آقا هم گفت یک کاری میکنم 

راننده که رفت آقا زنک زد یکی با التماس که دو میلون برام بفرست نیاز دارم واقعا عجب روزگاری شده که طرف حتی برای کرایه اتوبوس التماس میکنه واقعا این پول چقدر مهم وقتی نداشته باشید ....

دوست دختر

چند وقت پیش رفته بودم پیش دوست دخترم  قبلش هماهنگ کردن بودیم که دوستش هم با خودش آورده بود ساعت حدود ده صبح رسیدم که مقصد با ماشین آمدن دنبالم دیگه رفتیم دوری زدیم و ناهار خوردیم و... این گوشی دوست دختر ما که از شهر مقصد مهاجرت کرده بود شهر دیگه همش داشت زنگ می‌خورد و من میگفتم کی اون هم می‌گفت که این یک مرد که مغازه دار و قبل که اینجا بودم برام دوغ و ماست محلی می‌آورد  و تا اینکه چند کوچه رفتیم دیدم زد کنار و یک وانتی که چادر کشیده بود رو ماشینش زد کنار من و اون دوستش هم داخل ماشین بودم که پیاده شد و رفت پیش وانتی  که برای دوست دختر ما چند تا کنسرو لوبیا و ماهی گرفته بود و بهش اشاره داد که وقت داری بری عقب برن عقب ماشین بعد دوست دختر ما برگشت کنار ماشین که راننده وانت میگه تو که رفتی شما ره دوست بده که این دختره قبول نکرد شماره بده من اصلا اون لحظه نمی‌دانستم چی به چی جریان چی الان بعد از شش هفت ماه فکر میکنم یک جریان بوده با وانتی 

میگم واقعا ....

هیچی نگم بهتره