دوست خوبم
دوست خوبم

دوست خوبم

خواب عجیب

ما در زمان 20 سال پیش با بچه ها خانواده خاله تو یک خانه زندگی میکردیم بخاطر درس خواندن چون تو روستا امکان نداشت  اونها 4 نفر یک اتاق بودن ما هم 4 نفر یک اتاق دیگر .دیشب خواب دید م من خودم تنها اتاق خودمان هستم بعدش مرحوم پدرم با مادر و خواهر بزرگم امدن مهمانی من / من هم رفتم از مغازه نزدیک خانه میوه بخرم هر مغازه که میرفتم یا بسته بود یا میوه نداشت و یا میوه ها خراب بود من هم کل فکرم این بو د که مهمان دارم و میوه هم نخریدم تمام خواب دیشب به بحث با مغازه دارها گذشت . 

تا اینکه ساعت 5/30 همکارم امد بیدارم کرد و گرنه خواب می ماندم

انشالله که خیر باشه

تعطیلات

با سلام

من 5 فروردین رفتم تعطیلات تعطیلا ت بد نبود خوب هم نبود مثل همیشه هیچ جای هم نرفتم همش خانه بودم مادر هم گیر داده بود که زن بگیر یک دختر در نظر گرفته ولی من از زن گرفتن خیلی  میترسم مادر رفته به مردم هم گفته مادختر فلانی انتخاب کردیم برای مجتبی در حالی که هنوز خوب دختر ندیدم .

تا ببینیم چه میشه

مسافرت

با سلام و صبح بخیر

من چند روزی میرم مسافرت

تا 15 فروردین

سال جدید

سلام

امسال لحظه سال تحویل تنهابودم سفره هفت سین نداشتم فقط لحظه سال تحویل دعا خواندم و دعا کردم اول برای همه مردم بعد خانواده بعد هم خودم .

دیروز هم استراحت کردم هیچ جا نرفتم واقعیتش حوصلم هم نمیشد جواب کسی بدم چند بار زنگ زدن جواب ندادم فقط پیام داد

امروز صبح هم بیدار شدم دیگه ساعت گذشته و خواب ماندم تا امدم سرجاده برای کار ماشین هم به زحمت گیر میامد بعد از چند دقیقه یک ماشین امد کرایه هم ازم نگرفت.

ممنون ازت که پیام دادی دوست عزیزم نخودی

دعا اخر سال

امروز هم اخر سال من تا ظهر سرکار هستم تا ببنیم خداوند تو سال جدید چه سرنوشتی برامان مقدر کرده .

خدایا خودت دلهای همه مردم شاد بکن و از گرفتاری و بلا  نجات بده

انشالله