پس فردا تولد م وبلاگم اینجا با چند نفر اشنا شدم که فقط از یک مفر شماره گرفتم اون هم مال اوایل ساخت وبلاگ بود که طرف یک مقدار پول ازم گرفت و پس نداد که نداد / هر چند اگر واقعا احتیاج داشته نوش جونش و حلالش ولی اگر خواست زرنگی در بیاره حرامش باشه /
در کل جایی بد ی نیست .
من هم بیشتر دغدغه اینجام زن گرفتن انشالله که سال دیگه همین موقع از زن گرفتن بنویسم .
با سلام
دیشب خیلی خواب دیدم ولی چیزی که یادم هست خواب یک مار با طول متوسط بود خواب دیدم که من مادر و خواهرم خواب بودیم یکدفه بیدار شدم دیدم یک مار مثل مار کبری راست کنارم وایساده داره من نگاه میکنه بعدش بیدار شدم کارش نداشتم رفت زیر دیگ خواهرم بیدار کردم که مار امده اون هم گفت باید مار بکشیم بعدش هر چه زیر دیگ گشتیم مار غیبش زده بود . دیگه هم بعدش از خواب بیدار شدم
دیروز یکی از همکارن میگفت فلانی سنت داره میره بالا امسال زن نگیری دیگه هیچکی بهت زن نمیده یکدفه ترس بیشتری وجودم گرفت واقعا چکار کنم اینده چه میشه با این اوضاع شغل و ضع خراب شده مملکت که زحمت هشت سال یکدفه تو بانک هیچ شد.
روز ها داره سریع و پشت سر هم میره چیزی که مانده این که من هنوز تو حسرت زن گرفتن هستم یعنی روزی میاد که من زن بگیرم و زندگی بکنم
همین الان داداشم زنگ زد نزدیک چهل دقیقه صحبت کرد میگفت باید زن بگیری میگفت دختر خاله دیده اون بگیر من زیاد خوشم نمیاد .
پیشنهاد دختر پسر عمه داد نمیدانم چکار کنم تردید دارم
میگفت این ماه باید تکلیف خودت روشن بکنی