-
وضعیت کاری
پنجشنبه 1 مرداد 1405 16:22
چند روز پیش با ریس خودم بودم یکی از همکاران آمد میگفت که حقوقش کم و ۱۷ سال تو این شرکت داره کار میکنه و زندگیش نمی چرخه ریس هم گفت کاری از دستش بر نمیاد اون که رفت پشت سرش میگفت ناراحت بزاره بره شرکت همین بعد من تو ذهن خودم خواستم بهش بگم که حقوقم کم دیدم اینجوری گفت من هم منصرف شدم چیزی نگفتم . تو دلم گفتم یک زمان...
-
جوش بزرگ پشت کتفم
شنبه 20 تیر 1405 19:11
چند روز پیش که کار میکردم شب آمدم خونه حس کردم پشتم یک جوش زده دقیقا پشت کتفم بعد از چند روز از بین رفت چهار روز پیش که میخواستم بیام سر کار دوباره برگشت الان هم قرمز شده و باد کرده نمیدانم چه شده کاش کسی بود میگفت مشکل چی البته امروز رفتم دکتر شرکت بهم قرص چرک خشک کن داد ولی درد داره و داغ اون قسمت یکم باد کرده
-
تنهایی
پنجشنبه 21 اسفند 1404 18:18
امروز پنج شنبه تقریبا یک هفته به عید مانده تا یادم نرفته از دوست عزیزی که در خصوص تعمیر بخاری بهم گفت واقعا ممنون شب اول هر کاری کردم درست نشد ولی روز بعد با همون روش که گفتنین اوکی نشد بازم ممنون . این چند روز که کرمانشاه مثل تازه عروس که یک سر میره پیش شوهر و یک سر خونه باباش بودم اولا که میرفتم خونه جدید که یک...
-
هوا سرد
جمعه 15 اسفند 1404 19:30
آمدم مرخصی کرمانشاه هوا هم سرد صبح که رسیدم ترمینال ساعت حدود ۴ صبح بود مه بود و سرد یکم وایسادم یک گوشه که هوا یکم روشن بشه یک ساعتی گذشت رفتم و سوار ماشین شدم دو تا دختر هم عقب نشسته بودن سر صحبت که باز شد دانشجو بودن تو رشت راننده گفت دانشگاه که تعطیل شما چرا الان آمدین دختر هم گفت فقط سه نفر مانده بودیم که دیگه...
-
حس بد مجردی
چهارشنبه 8 بهمن 1404 18:42
الان که این خاطره مینویسم ۸ بهمن ماه ۴۰۴ و من ۳۹ سالم من بعد از حدود سی سال میخوام از خانه پدری برم واحد که خودم خریدم( این بگم که بعد از دبستان من و خواهرم آمدیم شهر و تو این خانه تا اول راهنمایی با بچه ها خالم بودیم اون ها هم سه نفر بچه مدرسه ای بودن تا اول دبیرستان که اون ها رفتن و ما خونه خریدیم ما هم یک اتاقش...
-
سفر به بندر
پنجشنبه 18 دی 1404 17:26
الان که دارم مینویسم دارم از بندر میرم کنگان چند ماه بود که قرار بود برم با معصومه بگردیم بندر و هرمز دو ماه پیش که قرار بود بریم هرمز جور نشد یعنی من رفتم معصومه نیامد شرایط کارش جور نشد که بیاد این سری چند روز پیش یکدفعه بهش گفتم بیام بندر یک شب بریم بیرون دوری بزنیم دیروز ظهر از کرمانشاه حرکت کردم تو راه یک تومان...
-
خاطره رفتن به مغازه دوست
یکشنبه 2 شهریور 1404 12:19
-
پولللل
چهارشنبه 15 مرداد 1404 19:01
الان نشستم تو اتوبوس دارم میرم محل کار من است صندلی تکی وسط اتوبوس نشستم یک آقایی و خانم میان سال هم صندلی جفتی هستن هفت ساعتی که تو راه هستیم راننده آمد به آقا کناری گفت که چطور میخوای پول پرداخت کنی با گوشی انتقال میدی آقا هم گفت یک کاری میکنم راننده که رفت آقا زنک زد یکی با التماس که دو میلون برام بفرست نیاز دارم...
-
دوست دختر
چهارشنبه 15 مرداد 1404 18:54
چند وقت پیش رفته بودم پیش دوست دخترم قبلش هماهنگ کردن بودیم که دوستش هم با خودش آورده بود ساعت حدود ده صبح رسیدم که مقصد با ماشین آمدن دنبالم دیگه رفتیم دوری زدیم و ناهار خوردیم و... این گوشی دوست دختر ما که از شهر مقصد مهاجرت کرده بود شهر دیگه همش داشت زنگ میخورد و من میگفتم کی اون هم میگفت که این یک مرد که مغازه...
-
تولد و جنگ
یکشنبه 1 تیر 1404 19:04
امروز تولدم یکم تیرماه سال ها گذشته معمولا این روز تو سفر بودم چند سال روال اینجوری بود امسال بخاطر شرایط جنگ دیگه برگزار نکردم الان که دارم این خاطره مینویسم از اندیمشک رد شدم به سمت محل کار میرم یکی از همکاران زنگ زد که کار مجدد بخاطر احتمال حمله تعطیل شده من که میرم اگر کار بود که هستم اگر نبود هم بر میگردم چاره...
-
عروسی عاطی
پنجشنبه 8 خرداد 1404 22:38
امشب عروسی دختری یک دو سال پیش همین مواقع خواستگارش بودم خیلی پیگیر بودم آخر به نتیجه نرسید
-
ازدواج دختر خواستگاری کردم
یکشنبه 28 اردیبهشت 1404 05:56
دیشب ۲۷ اردیبهشت خبری بهم دادن که واقعا برام سخت بود دختری که خواستگاریش رفته بودم دیشب گفت ازدواج کرده با یک پسر کم سن تر از خودش و نظامی هم هست من چرا باید این وضعیت داشته باشم واقعا چرا
-
روزهای سخت
سهشنبه 14 اسفند 1403 16:45
دیروز ۱۳ اسفند ساعت یازده و بیست و یک دقیقه مدیر کارگاه از هویزه بهم زنگ زد که نیاز داریم بهت برای اهواز . دیروز خیلی روز بدی بود برام بغضم گرفت خیلی بد بود حالم رفتم دستشویی گریه کردم گفتم نکنه من ببرن محل کار اونجا کار اینجا از دست بدم این خاطره الان مینویسم که یادم باشه یک ماه دیگه وضعیت من و امروز دوستم زنگ زد...
-
دیدار ناموفق دوست .
پنجشنبه 13 دی 1403 19:56
-
سفر جدید پیش دوستم
چهارشنبه 18 مهر 1403 09:09
-
خاطر با دوستان و گرفتن سویت
چهارشنبه 7 شهریور 1403 13:14
-
دوست دخترم
چهارشنبه 24 مرداد 1403 16:39
-
سفر به جنوب
دوشنبه 6 فروردین 1403 14:38
-
داستان جذاب سفر . کسی رمز خواست کامنت بزاره
چهارشنبه 4 بهمن 1402 20:31
-
دیدن دوست ..
سهشنبه 12 دی 1402 17:08
-
اولین لو رفتن من
سهشنبه 12 دی 1402 08:59
-
Slam
سهشنبه 14 شهریور 1402 06:15
روزگار همچنان داره میگذره و همچنان من مجردد. قرار شد فعلا محل کارم جابجا کنم یعنی برم قسمت دیگه تو شرکت تا ببینم خدا چه میخواد . بدیش این با این سن و سال هنوز که هنوز دارم دنبال جا دیگه میگردم. انشاالله هر چه خیر پیش بیاد. هفته پیش هم که رفتم کربلا سفر خوبی بود .
-
سفر به همراه دوست دختر
سهشنبه 6 تیر 1402 13:53
-
سفر به شیراز و دیدن لیلا و فهمیه
دوشنبه 29 اسفند 1401 10:09
روز جمعه هفته گذشته ک فکر کنم 20 اسفند بود عقد برادر زادم ولی من بخاطر اینگه از پسره خوشم نیامد و برای اینگه مراسم عفدش نرم مجبور شدم برم شیراز که بعدش برم سرکار . صب ساعت شش صب رسیدم شیراز و رفتم باغ ارم تا نزدیک نه شد که لیلا زنگ زد و گفت وایسا من کار بانکی تمام شد میام پیشت . ساعت حدود ده بود که لیلا امد و با هم...
-
وارد بازی بدی شدم
شنبه 29 بهمن 1401 12:18
بعد از 36 سال سن مهرماه بود اتفاقی تو اینستا با یک خانم اشنا شدم الان چند ما هر ماه بیش از 3 ساعت تو راه هستم که برم دیدن خانم هر بار رفتن هم نزدیک دو میلون هزینه داره دست خودم نیست نمیدانم چرا اینجور شدم اصلا وضع زندگیم چه میشه یک زندگی بی برنامه دارم
-
دوست خوب هرگز فراموش نخواهد شد
چهارشنبه 5 بهمن 1401 23:57
تو راه بودم یکدفعه به محل رسیدم که قبل تو این محل به دوستم. زنگ زدم باهاش صجبت کردم. زندگی. چه زود میگذره و تو این گذر زندگی. با دوستان. اشنا میشیم ک بخشی از زندگی ما هستن این دوستم ک میگم خانم تیموری بودن که. بهترین لحظات عمر جوانیم باهاش ارتباط داشتم فقط ارتباط تلفنی در موردش بگم یک دختر مهربان و صبور در مدت 4 سال...
-
بعد از مدت ها آمدم بنویسم .
دوشنبه 3 بهمن 1401 20:33
این بگم امروز گوشی که خریدم ب دستم رسید و اولین خاطره دارم با اون مینویسم . زندگیم همونجوری داره میگذره .کار جدیدم هم مشغول میگذره دیگه . الان کمکم دارم احساس تنهایی میکنم اون زمان که با دخترها دوست بودم همش پیام میدادم و زنگ میزدم گذشت الان تنها شدم . باید تصمیم بگیرم .
-
اولین..
پنجشنبه 17 آذر 1401 12:24
-
دیدار ناموفق
چهارشنبه 13 مهر 1401 17:49
-
خواستگاری
جمعه 8 مهر 1401 19:38
نگم در موردش بهتره ببینم چه میشه . . زندگی .. یک پیشنهاد ها وسوسه انگیز از طرف زن ها بهم میشه نمیدانم چه کنم اگر وارد یک وسایل بشم خودم هم میدانم سخت بیرون امدن