دوست خوبم
دوست خوبم

دوست خوبم

ازدواج دختر خاله

سلام چند وقت پیش بود همینجا گفتم که داداشم در مورد دختر خاله میگه که برم بگیرمش امروز که آمدم مرخصی شنیدم که تمام شده عروسی کرده این هم رفت و من ماندم . نمی‌گم که دختر نیست میترسم سنم بیشتر بره بالا اصلا دیگه زن نخوام بگیرم . مجردی هم واقعا بد آدم به راه بد کشیده میشه 

تولد وبلاگم

پس فردا تولد م وبلاگم اینجا با چند نفر اشنا شدم که فقط از یک مفر شماره گرفتم اون هم مال اوایل ساخت وبلاگ بود که طرف یک مقدار پول ازم گرفت و پس نداد که نداد /  هر چند اگر واقعا احتیاج داشته نوش جونش و حلالش ولی اگر خواست زرنگی در بیاره حرامش باشه /

در کل جایی بد ی نیست .

من هم بیشتر دغدغه اینجام زن گرفتن انشالله که سال دیگه همین موقع از زن گرفتن بنویسم .


خواب مار

با سلام

دیشب خیلی خواب دیدم ولی چیزی که یادم هست خواب یک مار با طول متوسط بود خواب دیدم که من  مادر و خواهرم خواب بودیم یکدفه بیدار شدم دیدم یک مار مثل مار کبری راست کنارم وایساده داره من نگاه میکنه بعدش بیدار شدم کارش نداشتم رفت زیر دیگ خواهرم بیدار کردم که مار امده اون هم گفت باید مار بکشیم بعدش هر چه زیر دیگ گشتیم مار غیبش زده بود . دیگه هم بعدش از خواب بیدار شدم

ترس از بالا رفتن سن

دیروز یکی از همکارن میگفت فلانی سنت داره میره بالا امسال زن نگیری دیگه هیچکی بهت زن نمیده یکدفه ترس بیشتری وجودم گرفت واقعا چکار کنم اینده چه میشه با این اوضاع شغل و ضع خراب شده مملکت که زحمت هشت سال یکدفه تو بانک هیچ شد.

روز خوب میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روز ها داره سریع و پشت سر هم میره چیزی که مانده این که من هنوز تو حسرت زن گرفتن هستم یعنی روزی میاد که من زن بگیرم و زندگی بکنم