دوست خوبم
دوست خوبم

دوست خوبم

بدخوابی

چند وقتی کلا تنظیم خوابم بهم خورده شب ها زود میخوابم بعد نصف شب بیدار میشم بهم ریخته شده وضعیت همه چه .

هفته دیگه هم میخوام برم مرخصی قرار برم شیراز هم یک تفریح یک یا دو روزه .. حالا شاید هم کسی دیدم ..

کار و یک موضوع جالب

بیست روزی یک کاری بهم پیشنهاد شده بر ای یک پروژه جدید خیلی دارم فکر میکنم دیروز هم که رفته بودم مصاحبه مدیرپروژه تایید کرد که برم اونجا ولی میترسم که اینجا از دست بدم و برم اونجا کار به دلم نباشد واقعا ماندم چکار کنم .



یک موضوع جالب :

چند وقت پیش از دم مغازه شیرنی فروشی مرکز شهر داشتم رد میشدم یک نفر وایساده بود میگفت بهم پول بده برم شیرنی بخورم /

یک پسر جوان بود من بهش پول ندادم واقعا بعدش هم عذاب گرفتم هر چند واقعا چرا طرف خودش کار نمیکنه مثل بقیه مردم بیاد کارگری بکنه پول در بیاره .


کلاه و حرف زدن ...

امروز یک حرف خیلی بدی زدم که بعدش واقعا ناراحت شدم .

یک نفر آمد پیشم کلاه گذاشته بود سرش به حالت مسخره گفتم چرا کلاه گذاشتی بنده خدا گفت بخاطر شیمی درمانی موهام ریخته واقعا خیلی ناراحت شدم خیلی .


زن گرفتن

مامان گیر داده به فیلم نقی میگه خاله نقی دیدی هی به ارسطو میگه زن بگیر تو چرا نمی‌گیری . گفتم باشه میگیرم نگران نباشید.


ده سال گذشت

امروز دقیقا ده سال  که آمدم کنگان با هزاران هزار تلخی و شیرینی  کار کردم  زندگی داره میگذره هنوز هم مجردم برنامه خاصی ندارم باید دید چه میشه اوضاع